
بامزه، دیدنی، خنده دار، جالب، متفاوت، بروز
پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386
شب یلدا ...

هر سال در شب وصال پائیز و زمستان شور دیگری در ایران زمین برپا می شود . درازای شب به نهایت خود می رسد و یلدایی دگر را بر ما می نمایاند .
یلدا یعنی تولد و هم معنی است با نوئل از ریشه ناتالیس رومی .
یلدا که در آن خورشید زاده می شود و پس از آن روز ، مایه کار و تلاش و برکت ، افزونی می یابد .
بد نیست بدانیم شب یلدا یا شب چله پیشینه ای 6000 ساله دارد . آری ، در ایران باستان و در آئین مهر پرستی اعتقاد بر این بود که پس از هزار سال تاریکی و قحطی میترا ایزد مهر زاده می شود و با لباسی سرخ ، گاو نری را قربانی می کند که از خونش نوشیدنی ناب و از استخوانش ساقه های گندم ساخته می شود و تاریکی و قحطی به پایان می رسد و از این روست که این شب را یلدا نامیدند .
با گسترش مرز ایران زمین از یک سو به چین و از سوی دیگر به قلب اروپا و افریقا و تشکیل بزرگترین شاهنشاهی شناخته شده جهان ، فرهنگ ایران باستان به سایر سرزمین ها راه پیدا می کند و در این بین اروپائیان بیشترین تاثیر را از میترائیسم می گیرند . سالها بعد کلیسا که تاریخ دقیق تولد مسیح را نمی داند ، 21 دسامبر ، روز تولد میترا را روز تولد مسیح می نامد ، در قرن چهار میلادی با اشتباهاتی در محاسبات سالهای کبیسه این شب به 25 دسامبر منتقل می شود . ارتباط کریسمس با یلدا به همراه بسیاری از رد پاهای آئین میترائیسم در اعتقادات مردم اروپا به وضوح مشاهده می شود و ریشه تاریخی آن در کتب تاریخی بسیاری به اثبات رسیده است .
مردم این کهن دیار از دیر باز شب یلدا را تا صبح به جشن و پایکوبی میپردازند و برخوانی الوان از میوههایی چون هندوانه، انار و سنجد مینشینند که این میوها هریک بار معنایی نمادین با خود دارد . سرخی این میوه ها نشان از لباس سرخ میترا است . هندوانه که قاچهای مدور میخورد چون خورشید، یادآور گرمای تابستان و فرونشاندن عطش و در امان ماندن از سرمای زمستان است و انار صندوقچه دانههای مروارید ، که خود نماد تناسل نسل و زایش است و شبچرههایی که با شکستن آن شادی را با خود به همراه میآورد و دمی همه را از حرف زدن باز میدارد .
در این شب به پاس آن روزگاران دور هم جمع می شویم و از بزرگان حکایت می شنویم ، فال حافظ می گیریم و شاهنامه می خوانیم و در دلمان باز نجوا می کنیم :
شهر خاموش من ! آن روح بهارانت کو ؟
شور و شیدایی انبوه هزارانت کو ؟
می خزد در رگ هر برگ تو خوناب خزان
نکهت صبحدم و بوی بهارانت کو ؟
کوی و بازار تو میدان سپاه دشمن
شیهه ی اسب و هیاهوی سوارانت کو ؟
زیر سرنیزه ی تاتار چه حالی داری ؟
دل پولادوش شیر شکارانت کو ؟
سوت و کور است شب و میکده ها خاموش اند
نعره و عربده ی باده گسارانت کو ؟
چهره ها در هم و دل ها همه بیگانه ز هم
روز پیوند و صفای دل یارانت کو ؟
اسمانت همه جا سقف یکی زندان است
روشنای سحر این شب تارانت کو ؟
چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386
عکس شماره 73 ...
نمی دونم خره داره بار می بره یا باره داره خر می بره !

چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386
کریسمس مبارک ...
بچه ها شاید بگید یه کمی زوده اما من می گم، کریسمس همه عزیزان مسیحی مبارک.

از منابع رومی می دانیم که پیران و پاکان در شب کریسمس به تپه ای رفته با لباس نو و مراسمی، از آسمان می خواستند که آن رهبر بزرگ را برای رستگاری آدمیان گسیل دارد و باور داشتند که نشانه زایش آن ناجی، ستاره ایست که بالای کوهی- بنام کوه فیروزی- که دارای درخت بسیار زیبایی بوده است، پدیدار خواهد شد.
ظاهرا پس از مسیحی شدن رومیان، سیصد سال بعد از تولد عیسی مسیح، کلیسا جشن تولد مهر را به عنوان زادروز عیسی پذیرفت. زیرا، موقع تولد او دقیقا معلوم نبود. از این روست که تا امروز بابانوئل با لباس و کلاه موبدان ظاهر می شود و درخت سرو و ستاره بالای آن هم یادگار مهری هاست.
همچنین گفته می شود وقتی میتراییسم از تمدن ایران باستان در جهان گسترش یافت، در روم و بسیاری از کشورهای اروپایی، روز ۲۱ دسامبر (۳۰ آذر) به عنوان تولد میترا جشن گرفته می شد. ولی پس از قرن چهارم میلادی در پی اشتباهی که در محاسبه روز کبیسه رخ داد این روز به ۲۵ دسامبر انتقال یافت. پس خیلی تعجب نکنید که کریسمس همان شب یلدای ایرانیان و بابانوئل همان عمو نوروز با لباسهای سبز می باشد که هنوز مشخص نشده به چه دلیل لباس سبز بابانوئل رو قرمز کردند. شاید ایده شرکت های شکلات سازی رنگ قرمز رو جایگزین رنگ سبز لباس بابانوئل یا عمو نوروز کرده !

سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386
کلیپ شماره 1 ...







